مقالات

توافق آب و هوایی پاریس در صنعت فولاد

از آنجایی که گرمایش جهانی یا گرم شدن زمین نام پدیده‌ای است که باعث افزایش دمای زمین و سطح اقیانوس‌ها شده‌ است؛ دانشمندان با استفاده از داده‌های جمع‌آوری شده از گیاهان، یخچال‌ها و سایر نمونه‌ها به این نتیجه دست یافته‌اند و معتقدند که این پژوهش‌ها به‌طور قطعی تأیید می‌کند که انسان در آنچه امروزه به عنوان گرم شدن جهانی از آن یاد می‌شود، نقش مؤثری داشته ‌است. دخالت و برداشت بی‌حد و حصر بشر در طبیعت باعث دگرگونی عظیمی شده که نمی‌توان آن را انکار کرد.
توافق نامه پاریس
کارشناسان محیط زیست معتقدند اگر ما انسان‌ها بخواهیم به همین روال پیش برویم تعداد زیادی از گونه‌های گیاهی و جانوری، ذوب شدن یخ‌ها در قطب، بخش زیادی از جنگل‌ها و دشت‌ها و حجم زیادی از منابع آبی خود را در سال‌های نه‌چندان دور از دست خواهیم داد. این اتفاقات ناخوشایند سبب به صدا در آمدن زنگ خطری برای محیط‌زیست در دنیا شده و در ۱۲ دسامبر سال ۲۰۱۵ میلادی نمایندگان ۱۹۵ کشور با هماهنگی سازمان ملل در پاریس گردهم آمدند و توافق آب و هوایی موسوم به توافق پاریس را امضا کردند.
این توافق‌نامه سرانجام در نیویورک و در طی مراسمی در تاریخ ۲۲ آوریل ۲۰۱۶ (روز زمین) برای امضا معرفی شد. این توافقنامه بین‌المللی با هدف اقدام هماهنگ برای حفظ کره زمین شکل گرفته است و بر اساس آن تمام کشورهای عضو ملزم شدند در راستای محدود کردن تاثیر انسان بر آب و هوا اقدام کنند. یکی از مهم‌ترین و پایه‌ای ترین نکات این پیمان این است که میزان افزایش متوسط دمای جو زمین به کمتر از ۲ درجه سانتیگراد محدود شود و تمام تلاش خود را برای حفظ دما در سطح ۱.۵ درجه سانتیگراد تا پایان این قرن انجام دهند، اگر این امر مهم انجام نپذیرد؛ این امکان وجود دارد که در مقایسه با دوران پیش از صنعتی، متوسط دمای جو زمین،به بیش از ۳ درجه سانتیگراد برسد. از دیگر محورهای مهم این توافق‌نامه، اجرای پروژه‌هایی است که بتوان انتشار گازهای گلخانه‌ای را هرچه زودتر متوقف کرد. در این کشورها برنامه‌هایی در دست اقدام است که بتوان در نهایت در سال ۲۰۵۰ میلادی بین میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای و جذب دوباره آن تعادل ایجاد کرد و پس از آن، میزان انتشار دی اکسید کربن را به تدریج به صفر رساند.
اگر طبق توافق پاریس دنیا بخواهد که افزایش متوسط دمای جو زمین به کمتر از 2 درجه سانتیگراد برسد باید میزان کاهش انتشار کربن را در اولویت خود قرار دهد. انتشار کربن در بخش فولاد باید 75 درصد از سطح فعلی کاهش یابد تا گرمایش زمین به 2 درجه سانتیگراد محدود شود. این بدان معناست که انتشار آلاینده های کربنی فولاد از بیش از 3000 میلیون تن دی‌اکسید کربن در سال 2020 باید تا سال 2050 به تنها 780 میلیون تن کاهش یابد. دست‌یابی به این هدف بسیار پرسختی و پر چالش است. صنعت فولاد باید بین فشارها برای حذف کربن و افزایش تقاضا تعادل مناسبی برقرار کند. پیش‌بینی می‌شود که تقاضای فولاد بین سال های 2020 تا 2050 با 23 درصد افزایش به 2.3 میلیارد تن برسد. در حالی که چین و اروپا سعی بر کاهش مصرف خود دارند؛ اقتصادهای در حال توسعه مانند هند، آسیای جنوب شرقی و آمریکای جنوبی در حال افزایش تقاضا هستند.
در این بین اقتصادهای پیشرفته با استفاده از نوآوری‌ها در تولید فولاد از جمله استفاده از هیدروژن می‌توانند نقش بسیار مهمی را در این امر ایفا کنند. کشورهای گوناگون با توجه به میزان توان خود تعهد داده‌اند که تا سال ۲۰۳۰ از انتشار گازهای گلخانه ای خود بکاهند. ایران نیز متعهد شد چهار درصد بدون شرط و هشت درصد به شرط برداشته شدن تحریم‌ها از انتشار گازهای گلخانه‌ای خود بکاهد.
در راستای دست‌بابی به این هدف وود مکنزی پنج اقدام را مطرح کرده است که عبارتند از:
• تولید و مصرف آهن اسفنجی به میزان سه برابر
• دو برابر کردن استفاده از ضایعات آهن در تولید فولاد
• کاهش شدت انتشار آلاینده های کوره های بلند را تا 30 درصد
• کاهش شدت 70 درصد انتشار آلاینده های کوره های قوس الکتریکی
• 45 درصد از پسماند آلاینده های کربنی (حدود 500 تن در سال) را جذب و ذخیره کردن با انجام این اقدامات ممکن است در بازارهای سنگ آهن و زغال سنگ متالورژی اختلالاتی به وجود آید. تولید آهن اسفنجی اگر به میزان 3 درصد افزایش یابد، می‌تواند فرصت خوبی برای تولیدکننده‌های سنگ‌آهن با خلوص بالا فراهم کند. همچنین با افزایش مصرف قراضه می‌توان تقاضای سنگ‌آهن را تا 24 درصد کاهش داد و بازار گندله را تا 35 درصد رونق ببخشد.
انجام این قدامات باعث کاهش آلاینده‌های کربنی و رونق بازار آهن اسفنجی می‌شود و فرصت بسیار مناسبی برای افزایش صادرات استرالیا و برزیل فراهم می‌آورد و اروپا و چین را هم تبدیل به وارد کننده های اصلی خواهد کرد.
برای رشد استفاده از قراضه و دستیابی به این هدف باید نرخ بازیافت ضایعات از 80 تا 85 درصد به 95 درصد افزایش یابد. زنجیره‌هایی که ضایعات هند و چین  را تأمین می‌کنند؛ نیاز به توسعه قابل‌توجهی دارند و همین امر سبب می‌شود تا در تقاضای سنگ آهن به ویژه پس از سال 2030 جابجایی رخ دهد. همچنین  تا سال 2050 تقاضای زغال سنگ تقریبا نصف شود و به 622 میلیون تن در سال برسد.

Author


Avatar